بررسی و نقد آیین مسیحیت Review on Christianity

سلام و درود خدای متعال برهمه انبیایش از آدم ابوالبشر تا محمد مصطفی صلی الله علیه وآله

پولس !!!

گزارشی از این بحث :

1- نکاتی از زندگی و سرگذشت پولس

2- ادعای مکاشفه

3- سه سال غیبت

4- لایق نیستم رسول خوانده شوم

5- مدعی مقام بزرگترین رسولان

6- منشا تعالیم پولس

7- در خود عیبی نمیبینم !

8- روح من در همه جا حاضر است !

9- بر فرشتگان نیز داوری میکنیم

10- من میگویم نه خدا

11- به من اقتدا کنید

12- تمجید به خاطر پول

13- نزاع پولس و دیگر رسولان

14- درگیری با پطرس

15- توهین به رسولان

16- اعتبار ادعاهای پولس

17- بدعت های پولس

18- پولس و عهد جدید


پولس!

  با آنکه حضرت عیسی(ع) پطرس را به جانشینی خود برگزیده بود، شخص دیگری به نام «پولس» عملاً موقعیت بهتری پیدا کرد و معمار مسیحیت کنونی شد. نام این شخص در آغاز «شائول»  بود که از نام‌های عبری است و تلفظ یونانی آن «سولس» می‌شود. او پس از قبول مسیحیت، نام خود را به «پولس» تغییر داد. معنای کلمه «شائول» مطلوب و «پولس» هم به معنای کوچک است

 

 وی فردی یهودی بوده است که در تعقیب مسیحیان و آزار ایشان می‌کوشیده است. (اعمال رسولان 8 :3 )

 و حتی در قتل استیفان اولین شهید مسیحیت همکاری میکند و از کسانی بود که در قتل  استیفان اولین شهید مسیحیت شرکت داشت و به آن راضی بود ( اعمال رسولان 58:7)

 وی از موافقان قتل استیفان شهید نیز بوده است.(اعمال رسولان 8 :1 )

 تمام همتش شکنجه و آزار  نو مسیحیان بود چنانکه کتاب مقدس میگوید :

اما سولس (پولس) بی رحمانه بر کلیسا میتاخت و خانه به خانه گشته زنان و مردان را بیرون میکشید و زندان میافکند (اعمال رسولان 3:8)

 

وی به  قتل و آزار مسیحیان پایبند بود :

سولس همچنان به دمیدن تهدید و قتل بر شاگردان خداوند ادامه میداد (اعمال  رسولان  1:9)  

ادعای مکاشفه

اما در راه دمشق که برای دستگیری مسیحیان آن سامان عزیمت کرده بود نور مسیح را دید و آواز آن حضرت را شنید که او را به خاطر کارهایش توبیخ نمود ، وی که بینائیش را در این حادثه از دست داده بود به دستور مسیح به دمشق رفت و در آنجا توسط شخصی به نام حنانیا بینائیش را بازیافت و از روح‌القدس پر شد. (اعمال رسولان 9 :1 ـ17 )     

سه سال غیبت

پولس پس از مسیحی شدن هیچ اشتیاقی برای دیدن حواریون و شاگردان مسیح نداشت و اولین ملاقات وی با حواریون سه سال پس از این واقعه بود :

" «و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودند نرفتم بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی بسر بردم اما از سایر رسولان  جز  یعقوب برادر خداوند را ندیدم»  " (غلاطیان 1 :17 ـ19 )

 

 لایق نیستم رسول خوانده شوم

پولس در ابتدای امر خود را در جایگاهی بسیار پایین‌تر از حواریون می‌دید:

 

" « لایق نیستم که به رسول خوانده شوم چونکه بر کلیسای خدا جفا می‌رسانیدم» " (اول قرنتیان 1۵ :9 )

 

بزرگترین رسول !!!

اما بر خلاف مطلب قبل به فاصلۀ کوتاهی مدعی مقامی بزرگ و جایگاهی سترگ شد.

1- « زیرا مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم » (دوم قرنتیان 11 :5 )

2 ـ « می‌بایست شما مرا مدح کرده باشید !!! از آن رو که من از بزرگترین رسولان به هیچ وجه کمتر نیس‍‍تم »  (دوم قرنتیان 12 :11 )

 

 منشا تعالیم پولس

میدانیم که پولس در ابتدا یک یهودی بود و طی یک مکاشفه ادعایی مسیحی میشود و سپس سه سال از چشم ها پنهان میشود و بعد از سه سال مشغول به تبلیغ مسیحیت میشود بدون اینکه شاگردی حواریون را بکند .

 

 ادعا های پولس

 1- «به مسیح عیسی فخر می‌کنیم و بر جسم اعتماد نداریم هر چند مرا در جسم نیز اعتماد است » (فیلیپیان 3 :3 ـ4 )

2- در خود عیبی نمیبینم

«در خود عیبی نمی‌بینم لکن از این عادل شمرده نمی‌شوم» (اول قرنتیان‌4 :4 )

 3- روح من همه جا حاضر است

«زیرا که من هر چند در جسم غایبم اما در روح حاضرم و الآن چون حاضر حکم کردم در حق کسی که این را چنین کرده است» (قرنتیان 5 :3 )

4- بر فرشتگان نیز داوری میکنیم:

«آیا کسی از شما چون بر دیگری مدّعی باشد جرأت دارد که مرافعه برد پیش ظالمان نه مقدسان؟ یا نمی‌دانید که مقدسان دنیا را داوری خواهند کرد... آیا نمی‌دانید که فرشتگان را داوری خواهیم کرد !! تا چه رسد به امور روزگار » (اول قرنتیان 6 :1 ـ3 )

5- من میگویم نه خدا

«اما منکوحان را حکم می‌کنم و نه من بلکه خداوند... و دیگران را من می‌گویم نه خداوند که اگر کسی... »(اول قرنتیان 7 :10 ـ12 )

6- به من اقتدا کنید:

«ای برادران با هم به من اقتدا نمایید» (فیلیپیان 3 :17 )

7- تمجید به خاطر پول

15 اما ای فیلپیان شما هم آگاهید که در ابتدای انجیل چون از مکادونیه روانه شدم هیچ جماعت در امر دادن و گرفتن با من شراکت نکرد جز شما و بس. 16 زیرا که در تسالونیکی هم یک دو دفعه برای احتیاج من فرستادید.

(فیلیپیان 4: 15-17)

 

نزاع پولس و دیگر رسولان

1- حوزه ماموریتی

پولس مأموریت الهی پطرس را می‌پذیرفت اما مدعی بود که:

 در واقع همان خدایی که مرا برای هدایت غیریهودیان به کار گرفته، پطرس را نیز برای هدایت یهودیان مقرر داشته؛ زیرا خدا به هر یک از ما رسالتی خاص بخشیده است.

 بنابراین او عملاً قلمرو مأموریت پطرس را محدود ساخته، آن را به منطقه یهودی‌نشین منحصر می‌کند. در حالی که حوزه ماموریتی خود وی به سراسر روم و جهان آن روز  گسترش داشت .

میدانیم که عیسی مسیح وظیفه هدایت مردم (چه یهودی و چه غیر یهودی) بعد از خود را به پطرس سپرد  خود پطرس با این تقسیم  مخالفت میکند و در شورای رسولان در اورشلیم می ایستد و چنین میگوید

"ای برادران عزیز شما آگاهید که از اول ایام خدا از میان شما اختیار کرد که غیر یهودیان سخن خدا را از زبان من بشنوند ((اعمال رسولان15: 7)

 در اعمال رسولان باب 10 و 11 نیز آمده است که پطرس، تبلیغ بین یهودیان را از قبل آغاز کرده بود.

 

2-درگیری با پطرس:

پولس پس از مسیحی شدن با حواریون مصاحبت نداشت ولی خود را بزرگترین رسول میخواند و به جانشین واقعی عیسی مسیح توهین میکند :

« و اما چون پطرس به انطاکیه آمد او را روبرو مخالفت نمودم زیرا که مستوجب ملامت بود »  (غلاطیان 2 :11 )

 

 وی تا آنجا پیش رفت که پطرس را متهم به نفاق نمود. «و سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند بحدی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد» (غلاطیان 2 :13 )

3- توهین به رسولان:

پولس دیگر رسولان را با عنوان شیاطین و افسون گر معرفی میکند

(غلاطیان 3 :1)

 

ادعاهای پولس تا چه حد معتبر است؟ 

  • داستان دیدن مسیح و ایمان آوردن وی به دستور آن حضرت ،فقط توسط خود وی ذکر شده و هیچ منبع دیگری جز خود او شاهد بر این داستان نیست .
  • تمام مطالب مربوط به پولس و تعریفها و تمجیدهای از او نیزفقط در کتاب اعمال رسولان آمده است.که نویسندۀ کتاب اعمال رسولان کسی نیست جز لوقا شاگرد خود پولس که به دست او مسیحی شده بود.

آیا با این وجود می‌توان به این تعریفها اکتفا نمود؟ چه کسی اعتبار پولس و ادعاهای وی را تأیید کرده است؟

البته در رسالۀ دوم پطرس هم نام وی ذکر شده است. (دوم پطرس 3 :15 )

این رساله از نظر محتوا و شیوۀ نگارش تفاوت بسیار زیادی با رسالۀ اول پطرس دارد و محققین زمان نگارش آن را حدود 150 .م می‌دانند نویسنده این متن بدون شک شخصی غیر از پطرس بوده است و برای مقبول افتادن رساله‌اش آن را به پطرس نسبت داده است. (کلید عهد جدید/ فلوید فیلسون/ ص239 )

 آرچیبالد رابرتسون در مورد این رساله می‌نویسد: رسالۀ دوم پطرس آخرین و قطعاً جعلی ترین کتاب عهد جدید است. (عیسی اسطوره یا تاریخ/ فصل اول/ ص29 )

 بدعت های پولس

1  ـ گناه اولیه:    

 آدم در بهشت از خوردن میوۀ یک درخت منع شد اما مار او را فریب داد و آدم از آن درخت استفاده کرد و بدینسان آدم که سمبل انسانها بود گناه کرد خدا بر انسانها غضب کرد و همۀ مردم به خاطر گناه آدم که سمبل انسانها بوده محکوم به جهنم هستند                    

 او بر گناه اولیه تأکید بسیار زیادی دارد و در جای‌جای رساله‌هایش بر این مسأله تأکید می‌کند:

« چنانکه در آدم همه می‌میرند در مسیح نیز همه زنده خواهند شد »

(اول قرنتیان 1۵ :22 )

«پس همچنان که به یک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص، همچنین به یک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات» (رومیان 5 :18 )

 در شورای ترنت به روشنی بر این مسأله تأکید شد که این دکترین منسوب به پولس است:

«اگر کسی ادعا کند که گناه آدم فقط به خودش صدمه رسانده است و به فرزندانش آسیبی نمی‌رساند... یا بگوید... گناه را که مرگ نفس است منتقل نکرد چنین کسی ملعون است چون با این سخنان پولس مغایرت دارد: « لهذا همچنان که به وساطت یک آدم گناه داخل جهان شد و به گناه موت و به این‌گونه موت بر همۀ مردم طاری شد از آن جا که همه گناه کردند (رومیان 5 :12)

(آیین کاتولیک/جورج برانتل/فصل سوم/ ص74

2 ـ تجسّم:

در هیچ یک از کتابهای عهد عتیق و در هیچیک از کلماتی که از مسیح نقل شده است به مسئلۀ تجسم اشاره نشده است.

اما پولس به روشنی بیان کرد که مسیح، همان خدای پسر است که لباس جسم را پوشید:

« لکن خود را خالی کرده صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد و چون در شکل انسان یافت شد...»  (فیلیپیان 2 : 7 ـ8 )

 البته امروزه محققان با مراجعه به زبان بونانی دریافتند منظور پولس از این عبارت تجسم نبوده ولی کلیسا از آن مفهوم تجسم دریافت نموده است  

3 ـ نفی شریعت:

بدون شک مسئلۀ برداشته شدن شریعت از ابداعات پولس است و در هیچ جا ، نه مسیح و نه از حواریون چنین عقیده‌ای نقل نشده است.

 « لکن الحال بدون شریعت،عدالت خدا ظاهر شده است »  (رومیان 3 :21 )

 « خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد وزیر شریعت متولد تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند... »(غلاطیان 4 :4 ـ5 )

3 ـ مسیح ملعون:

در هیچ جای کتاب مقدس سراغ نداریم که خداوند پیامبران را ملعون خوانده باشد اما پولس در جسارتی آشکار مسیح را ملعون خواند:« مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه مکتوب است ملعون است هر که بر دار آویخته شود » (غلاطیان 3 :13 )

 

او بسیاری از پیامبران و بزرگان تاریخ را ملعون می‌پندارد چرا که در رساله به غلاطیان 3 :10 می‌نویسد‌:

« زیرا جمیع آنانی که از اعمال شریعت هستند زیر لعنت می‌باشند زیرا مکتوب است: ملعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشته‌های شریعت تا آنها را به جا آورد »

 4 ـ اطاعت بی قید و شرط از حاکمان:

پولس برای جلب نظر حاکمان، اطاعت از ایشان را لازم می‌شمرد و بدینوسیله راه را برای بسط و گسترش افکار و عقاید خویش باز کرد:

 « هر شخصی مطیع قدرتهای برتر بشود زیرا که قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی که هست از جانب خدا مرتب شده است حتی هرکه با قدرت مقاومت نماید مقاومت با ترتیب خدا نموده باشد ... زیرا خادم خداست برای توبه نیکویی ، لکن هرگاه بدی کنی بترس چونکه شمشیر را عبث بر نمی‌دارد زیرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدکاران می‌کشد لهذا لازم است که مطیع او شوی » (رومیان 13 :1 ـ5 )

البته صدور این کلام از پولس چندان عجیب نیست زیرا او هرگز با عیسی نبوده و از شیوه و سنت عیسوی اطلاع نداشت.

در انجیل لوقا میخوانیم:

« در همان روز چند نفر از فریسیان آمده به وی گفتند دور شو و از اینجا برو زیرا که هیرودیس می‌خواهد تو را به قتل برساند » 

اما جالب است که عکس‌العمل مسیح را بدانید:

« ایشان را گفت: بروید و به آن روباه بگویید: اینک امروز و فردا دیوها را بیرون می‌کنم و مریضان را صحت می‌بخشم و در روز سوم کامل خواهم شد لیکن می‌باید امروز و فردا راه روم »(لوقا 13 : 31 ـ33 )

 گذشته از این مسیح در شب آخر حواریون را امر به خرید اسلحه فرمود:

« پس به ایشان گفت: لیکن الآن هرکه کسیه دارد آن را بردارد و همچنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامۀ خود را فروخته آن را بخرد » (لوقا 22 :36 )

براستی مسیح چرا به حواریون دستور به خرید شمشیر داد؟ آنهم حتی به قیمت فروختن جامه‌ها وعریان ماندن!

مگر نه این است که انسان باید مطیع قدرتهای برتر باشد!؟پس خرید شمشیر برای چه؟!

 این ادعای پولس راه را برای إعمال نظرات شخصیش باز کرد. بدون شک پولس مبدع و مبتکر بسیاری از اصول عقیدتی و عملی مسیحیت است.

جوان گریدی می‌نویسد: پولس به خاطر توسعه یافتن افکارش متهم شده است که آن قدر مسیحیت را تغییر داد که گویی مؤسسس دوم آن است. (مسیحیت و بدعتها/ ص47 )

 

ویل دورانت میگوید:

پولس به اندیشه‌های ادیان شرک‌آلود، لباسی مسیحی پوشانید، و بنابراین مسیحیت در واقع شرک را از بین نبرد، بلکه آن را در خود پذیرفت   ( تاریخ تمدن، ج3، ص 689 و 696.)

انتخاب کتابهای عهد جدید

از میان ده ها انجیل و نامه ای که نوشته شد 27  عدد آن ها به عنوان متن مقدس انتخاب شد از این 27 کتاب عهد جدید:

 13 نامه نوشته پولس یا منسوب به وی

انجیل لوقا و اعمال رسولان نوشته لوقا شاگرد مستقیم پولس است

انجیل مرقس نوشته مرقس  شاگرد پولس  است

نامه به عبرانیان نویسنده نا مشخص ولی منسوب به پولس یا یکی از شاگردانش وی میباشد

  و طبق نظر محققان :

دو نامه منتسب به پطرس است ولی محققان معتقدند این نامه ها نوشته  یکی از شاگردان پولس است مخصوصا نامه دوم

محققان انجیل یوحنا  و سه نامه یوحنا را منسوب به یوحنا پیر شاگرد پولس) میدانند نه یوحنای حواری 

 از این تریب میتوان تشخیص داد که عهد جدیدی انتخاب شد که تعلیم پولس باشد نه مسیح

 طبق نظر کلیسا  17 کتاب از میان 27 کتاب مربوط به پولس و شاگردان وی

و طبق نظر محققان  23 کتاب از 27 کتاب نوشته پولس و شاگردانش است

 آری ؛ عهد جدید سرشار از تعالیم پولس است،انباشته از تعریف و تمجید از پولس،آکنده از رسالات او و اما حواریون...؟!

 

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳۱
تگ ها : پولس