بررسی و نقد آیین مسیحیت Review on Christianity

سلام و درود خدای متعال برهمه انبیایش از آدم ابوالبشر تا محمد مصطفی صلی الله علیه وآله

اغلاط کتاب مقدس

غلط ها و ایرادات علمی کتاب مقدس


اشتباهاتی در سفر تکوین

سفر پیدایش 1  فصل 1  آیات 1 و 2

( در در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید(1 پیدایش 1) و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت)

از لحاط علمی ثابت شده است که آسمانها و زمین توده گازی ای بودند که به امر خدا در مدت 10 میلیون سال از هم جدا شدند و این همان چیزی است که بنام انفجار بزرگ از آن یاد می شود ، و در مدت چند میلیون سال منظومه شمسی بوجود آمد بنابراین وجود آب در این مرحله از لحاظ علمی رد شده است.

 

سفر پیدایش 1 فصل 1 : 3-5

(و خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد(3 پیدایش 1) و خدا روشنایی را دید که نیکو است و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت(4 پیدایش 1) و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید و شام بود و صبح بود روز اول)

در روز اول ستاره ها و من جمله خورشید هنوز خلق نشده بودند پس نور و صبح و عصر و روز از کجا آمد ؟

روز و شب نتیجه گردش زمین بر گرد خورشید است

 

-سفر پیدایش 1فصل 1 : 6 -8

(و خدا گفت فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند(6 پیدایش 1) و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد و چنین شد(7 پیدایش 1) و خدا فلک را آسمان نامید و شام بود و صبح بود روزی دوم)

تقسیم آب به دو قسمت مجزا از لحاظ علمی صحیح نمی باشد

 

سفر پیدایش 1فصل 1 : 11

(و خدا گفت زمین نباتات برویاند علفی که تخم بیاورد و درخت میوه‏ای که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و چنین شد)

رویش گیاه قبل از وجود خورشید امکان ندارد

 

-سفر پیدایش 1فصل 1 : 14-19

(و خدا گفت نیرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند(14 پیدایش 1) و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند و چنین شد(15 پیدایش 1) و خدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیز اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان را(16 پیدایش 1) و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند(17 پیدایش 1) و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکو است(18 پیدایش 1) و شام بود و صبح بود روزی چهارم)

 

این با معلومات پایه ای که درباره تشکیل عناصر منظومه شمسی وجود دارد در تناقض است . زمین و ماه به امر خدا از خورشید جدا شدند حال چگونه ممکن است که خورشید و ماه بعد از زمین بوجود آمده باشند؟

 

سفر پیدایش 1فصل 1 : 20- 23

(و خدا گفت آبها از انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند(20 پیدایش 1) پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همه پرندگان بالدار را به اجناس آنها و خدا دید که نیکو است(21 پیدایش 1) و خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پر سازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند(22 پیدایش 1) و شام بود و صبح بود روزی پنجم)

این نظام ظهور حیوانات زمینی و پرندگان از لحاظ علمی رد شده است. پرندگان از یک گروه خاصی از  چهارپایان  که در عصر دوم می زیسته اند بوجود آمده اند بنابراین اینکه حیوانات بعد از پرندگان بوجود آمده باشند اشتباه است .

در حالی که از حیوانات زمینی در روز ششم یاد شده است.

 

سفر پیدایش 1فصل 1 : 26-27 و فصل 5 : 1

(و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و هم حشراتی که بر زمین می‏خزند حکومت نماید(26 پیدایش 1) پس خدا آدم را به صورت خود آفرید او را به صورت خدا آفرید ایشان را نر و ماده آفرید)

آیا این به آن معنی نیست که ما می توانیم هر شخصی را عبادت کنیم تا زمانی که او شبیه خدا است!

 

-سفر پیدایش 1فصل 2 : 1-3

(و آسمانها و زمین و همه لشکر آنها تمام شد(1 پیدایش( و در روز هفتم خدا از همه کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همه کار خود که ساخته بود آرامی گرفت )

همانطور که می دانیم تشکیل وجود در طی دوره هائی واقعا طولانی بوده است نه در خلال چند روز ، لذا این احتمال هست که نویسنده استراحت خدا را به این خاطر در اینجا آورده که مردم را ملزم به رعایت روز شنبه بنماید. و طبعا خدا منزه است از اینکه خسته شود . در سفر اشعیا فصل 40 -20 آمده که ( خدا خسته و وامانده نمی شود )

 

-سفر پیدایش 1فصل 2 : 4 -7

(این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزی که یهُوه خدا زمین و آسمانها را بساخت(4 پیدایش 2) و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود زیرا خداوند خدا باران بر زمین نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند(5 پیدایش 2) و مه از زمین بر آمده تمام روی زمین را سیراب می‏کرد(6 پیدایش 2) خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نفس زنده شد)

این روایت دیگری از خلقت است و از شواهدی است که دلالت بر تفاوت نویسنده می کند و اشاره ای هم به تشکیل زمین و آسمان بصورت روشن و مشخص نمی نماید .

حال زمینی که پر از آب بود چه نیازی به باران داشت؟

پیدایش گیاهان بر روی زمین بسیار قبلتر از پیدایش انسان بر روی آن است شاید مدت آن به چند صد میلیون سال پیش برسد.

 

-سفر پیدایش 1فصل 2 : 17

(درخت معرفت نیکو بد زنها نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد(17 پیدایش 2)

آدم از آن (میوه بهشتی ) خورد و نمرد ، همچنین حوا

 

-سفر پیدایش 1فصل 6 : 3

(و خداوند گفت روح من در انسان دائما داوری نخواهد کرد زیرا که او نیز بشر است لیکن ایام وی صد و بیست سال خواهد بود(3 پیدایش 6))

عمرهای آنها خیلی طولانی بود

 

سفر پیدایش 1فصل 6 : 17

(زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین می‏آورم تا هر جسدی را که روح حیات در آن باشد از زیر آسمان هلاک گردانم و هر چه بر زمین است خواهد مرد(18 پیدایش 6))

تاریخ وجود تمدنهائی را در زمین آن زمان ثابت می کند آنچه که در تاریخ معروف است این است که در این وقایع انقطاعی که دلالت بر عدم جهان شمولی طوفان باشد روی نداده است.

 

سفر پیدایش فصل 9 : 25-27

(پس گفت کنعان ملعون باد برادران خود را بنده و بندگان باشد(25 پیدایش 9) و گفت متبارک باد یهوه خدای سام و کنعان بنده او باشد(26 پیدایش 9) خدا یافث را وسعت دهد و در خیمه‏های سام ساکن شود و کنعان بنده او باشد(27 پیدایش 9))

نوح علیه السلام اساس بندگی پسرش را برای برادرش بنا نهاد ! این کار از یک پیامبر ممکن نیست انجام شود.

 

سفر پیدایش 1فصل 14 : 14

(چون ابرام از اسیری برادر خود آگاهی یافت سیصد و هیجده تن از خانه زادان کارآزموده خود را بیرون آورده در عقب ایشان تا دان بتاخت(14 پیدایش 14))

لوط علیه السلام پسر برادر ابراهیم همانطور که در جمله 12 آمده است

 

سفر پیدایش 1فصل 17 : 20 این جمله در این آدرس نبود

( دوازده رئیس به دنیا خواند آمد )

آنها از نسل اسماعیل علیه السلام هستند ، پس آن دوازده نفر کجایند؟

 

-سفر پیدایش 1فصل 18 : 8

(پس کره و شیر و گوساله را که ساخته بود گرفته پیش روی ایشان نهاد و خود در مقابل ایشان زیر درخت ایستاد تا خوردند)

ملائکه از غذای اهل زمین نمی خورند

 

-سفر پیدایش 1فصل 22 : 14

(و ابراهیم آن موضع را یهوه‏یری نامید چنانکه تا امروز گفته می‏شود در کوه یهوه دیده خواهد شد(14 پیدایش 22)

)

این اسم بر این موضع زمانی نهاده شد که معبد هیکل ساخته گردید یعنی 450 سال بعد از وفات موسی ، پس چگونه ممکن است این جمله ، کلام ابراهیم باشد؟

 

-سفر پیدایش 1فصل 25 : 29 -34 وفی فصل 27

(روزی یعقوب آش می‏پخت و عیسو وامانده از صحرا آمد(29 پیدایش 25) و عیسو به یعقوب گفت از این آتش ادوم)یعنی سرخ( مرا بخوران زیرا که وامانده‏ام از این سبب او را ادوم نامیدند(30 پیدایش 25) یعقوب گفت امروز نخست زاده‏کی خود را به من بفروش(31 پیدایش 25) عیسو گفت اینک من به حالت موت رسیده‏ام پس من را از نخست زادکی چه فایده(32 پیدایش 25) یعقوب گفت امروز برای من قسم بخور پس برای ا قسم خورد و نخست زادکی خود را به یعقوب فروخت(33 پیدایش 25) و یعقوب نان و آش عدس را به عیسو داد که خورد و نوشید و برخاسته برفت پس عیسو نخست زادکی خود را خوار نمود(34 پیدایش 25))

هیچگاه خداوند متعال مانند اینچنین شخصی را بعنوان پیامبر بر نمی گزیند ؛ و سوال اینجاست که آیا قضا و قدر الهی تابع کارهای بشر است؟

 

-سفر پیدایش 1فصل 28 :10-14

و به موضعی نزول کرده در آنجا شب را به سر برد زیرا که آفتاب غروب کرده بود و یکی از سنگهای آنجا را گرفته زیر سر خود نهاد و در همانجا بخسبید(11 پیدایش 28) و خوابی دید که ناگاه نردبانی بر زمین بر پا شده که سرش به آسمان می‏رسد و اینک فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول می‏کنند(12 پیدایش 28) در حال خداوند بر سر آن ایستاده می‏گوید من هستم یهوه خدای پدرت ابراهیم و خدای اسحق این زمینی را که تو بر آن خفته‏ای به تو و به ذریت تو می‏بخشم(13 پیدایش 28) و ذریت تو مانند غبار زمین خواهند شد و به مغرب و مشرق و شمال و جنوب منتشر خواهی شد و از تو و از نسل تو جمیع قبایل زمین برکت خواهند یافت(14 پیدایش 28)

اگر مراد از نسل یعقوب ، یهودیان باشند ؛ آنها که مانند خاک زمین نیستند.

 

سفر پیدایش 1فصل 29 : 15-30

پس لابان به یعقوب گفت آیا چون برادر من هستی مرا باید مفت خدمت کنی به من بگو که اجرت تو چه خواهد بود(15 پیدایش 29) و لابان را دو دختر بود که نام بزرگتر لِیَه و اسم کوچکتر راحیل بود(16 پیدایش 29) و چشمان لیه ضعیف بود و اما راحیل خوب صورت و خوش منظر بود(17 پیدایش 29) و یعقوب عاشق راحیل بود و گفت برای دختر کوچکت راحیل هفت سال ترا خدمت می‏کنم(18 پیدایش 29) لابان گفت او را به تو بدهم بهتر است از آنکه به دیگری بدهم نزد من بمان(19 پیدایش 29) پس یعقوب برای راحیل هفت سال خدمت کرد و به سبب محبتی که به وی داشت در نظرش روزی چند نمود 

0 پیدایش 29) و یعقوب به لابان گفت زوجه‏ام را به من بسپار که روزهایم سپری شد تا به وی در آیم(21 پیدایش 29) پس لابان همه مردمان آنجا را دعوت کرده ضیافتی بر پا نمود(22 پیدایش 29) و واقع شد که هنگام شام دختر خود لیه را برداشته او را نزد وی آورد و او به وی در آمد(23 پیدایش 29) و لابان کنیز خود زِلفَه را به دختر خود لیه به کنیزی داد(24 پیدایش 29) صبحگاهان دید که اینک لیه است پس به لابان گفت این چیست که به من کردی مگرکه کوچکتر را قبل از بزرگتر بدهند(26 پیدایش 29) هفته این را تمام کن و او را نیز بتو می‏دهیم برای هفت سال دیگر که خدمتم بکنی(27 پیدایش 29) پس یعقوب چنین کرد و هفته او را تمام کرد و دختر خود راحیل را به زنی بدو داد(28 پیدایش 29) و لابان کنیز خود بِلْهَه را به دختر خود راحیل به کنیزی داد(29 پیدایش 29) و به راحیل نیز در آمد و او را از لیه بیشتر دوست داشتی و هفت سال دیگر خدمت وی کرد(30 پیدایش 29)

یعقوب علیه السلام شب زفافش را گذراند بدون اینکه توجه داشته باشد که عروس آن کسی نیست که از او خواستگاری کرده است ؛ در حالی که عروس و صدایش را می شناخت.

 

-سفر پیدایش 1فصل 30 : 37-43

)و یعقوب چوبهای‏تر و تازه از درخت کبوده و بادام و چنار برای خود گرفت و خطهای سفید در آنها کشید و سفیدی را که در چوبها بود ظاهر کرد(37 پیدایش 30) و وقتی که گله‏ها برای آب خوردن می‏آمدند آن چوبهائی را که خراشیده بود در حوضها و آبخورها پیش گله‏ها می‏نهاد تا چون برای نوشیدن بیایند حمل بگیرند(38 پیدایش 30) پس گله‏ها پیش چوبها بارآور می‏شدند و بزهای مخطط و پیسه و ابلق می‏زائیدند(39 پیدایش 30) )

بتابراین باید رنگ میوه ها هم در بهار سبز باشد !

 

-سفر پیدایش 1فصل 35 : 27 وفصل 37 : 14

و یعقوب نزد پدر خود اسحق در مَمْری آمد به قریه اربع که حبرون باشد جائی که ابراهیم و اسحق غربت گزیدند(27 پیدایش 35)

این جمله از کلام موسی علیه السلام نیست بلکه متعلق به شخص دیگری است بعد از اقامت بنی اسرائیل در فلسطین.

 

-سفر پیدایش 1فصل 36 : 31-39

اینانند امراء حوریان و پسران سعیر در زمین ادوم(31 پیدایش 36) و پسران لوطان حوری و هیمام بودند و خواهر لوطان تِمُناع بود(32 پیدایش 36) و اینانند پسران شوبال علوان و مَنَحَت و عیبال و شفو و اُونام(33 پیدایش 36) و اینانند بنی صبعون أیّه و عنی است که چشمه‏های آب کرم را در صحرا پیدا نمود هنگامی که الاغهای پدر خود صبعون را می‏چرانید(34 پیدایش 36) و اینانند اولاد عنی دیشون و اهولیبامه دختر عنی(35 پیدایش 36) و اینانند پسران دیشان حمدان و أشبان و بِتْران و گران(36 پیدایش 36) و اینانند پسران ایصر بِلهان و زعوان و عقان(37 پیدایش 36) اینانند پسران دیشان عُوص و أران(38 پیدایش 36) اینها امراء حوریانند به حسب امراء ایشان در زمین سعیر(39 پیدایش 36) و اینانند پادشاهانی که در زمین ادوم سلطنت کردند قبل از آنکه پادشاهی بر بنی اسرائیل سلطنت کند

این جمله ، کلام موسی نیست چرا که او اولین پادشاه بنی اسرائیل بوده است.

 

 

غلطهائی در بقیه اسفار عهد قدیم

 

سفر خروج فصل 15 : 20

و مریم نبیه خواهر هارون دف را به دست خود گرفته و همه زنان از عقب وی دفها گرفته رقص کنان بیرون آمدند(18 خروج 15)

آیا زنی که نبی باشد دف می زند و می رقصد؟

 

-سفر لاویین فصل 13 : 46-59   ودر بقیه فصل 13 وفصل 14 وفصل 15 وفصل 16

پس کاهن او را ملاحظه کند اگر آماس آن بلا در سر گل او یا پیشانی گل او سفید مایل به سرخی مانند برص در پوست بدن باشد (43 لاویان 13) او مبروص است و نجس می‏باشد کاهن البته حکم به نجاست وی بدهد بلای وی در سرش است(44 لاویان 13) و امام مبروص که این بلا را دارد گریبان او چاک شده و موی سر او گشاده و شاربهای او پوشیده شود و ندا کند نجس نجس(45 لاویان 13) و همه روزهایی که بلا دارد البته نجس خواهد بود و تنها بماند و مسکن او بیرون لشگرگاه باشد(46 لاویان 13)

احکام عجیبی است و وساوسی است که مبنای علمی ندارد

 

-سفر لاویین فصل 25 : 46

و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند وایشان را تا به ابد مملوک سازید و اما برادران شما از بنی اسرائیل هیچکس بر برادر خود به سختی حکمرانی نکند(405 لاویان 25)

این ممکن نیست ؛ خداوند متعال راضی نمی شود که انسانی بنده و عبد برادر انسانی اش شود.

 

 

سفر اعداد فصل 1 : 45-46

همه شمرده شدگان ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند(45 اعداد 1) اما لاویان بر حسب سبط آبای ایشان در میان آنها شمرده نشدند(46 اعداد 1)

ممکن نیست تا این اندازه هم در طول چهار قرن رشد کنند و اگر هم این چنین بود فرعون هرگز توان استیلاء بر آنها و برگرداندن آنها را نداشت . و چگونه ممکن است که در دو جای دیگر کتاب مقدس دو عدد دیگر برای آنها ذکر شود ؛ همانطوری که در خروج 1 : 15 – 22 آمده است.

 

سفر اعداد فصل 31 : 17-18

پس الان هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بکشید(16 اعداد 31) و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید(17 اعداد 31)

ممکن نیست این نوع دستور هولناک از طرف خداوند متعال صادر شود . و چگونه ممکن است که آنها زنان باکره را از غیر باکره تشخیص دهند؟

 

-سفر اعداد فصل 31 : 35 – 41

و از انسان از زنانی که مرد را نشناخته بودند سی و دو هزار نفر بودند(34 اعداد 31) نصفه‏ای که قسمت کسانی بود که به جنگ رفته بودند سیصد و سی و هفت هزار و پانصد گوسفند بود(35 اعداد 31) وزکوة خداوند از گوسفند ششصد و هفتاد و پنج راس بود(36 اعداد 31) و گاوان سی و شش هزار بود و از آنها زکوة خداوند هفتاد و دو راس بود(37 اعداد 31) و الاغ‏ها سی هزار و پانصد و از آنها زکوة خداوند شصت و یک راس بود(38 اعداد 31) و مردمان شانزده هزار و از ایشان زکوة خداوند سی و دو نفر بودند(39 اعداد 31) و موسی زکوة را که هدیه افراشتنی خداوند بود به العازار کاهن  داد چنانکه خداوند به موسی امر فرموده بود(40 اعداد 31) و از قسمت بنی اسرائیل که موسی آن را از مردان جنگی جدا کرده بود(41 اعداد 31)

خداوند متعال با 32 هزار زن باکره چکار می خواهد بکند؟

 

سفر تثنیة فصل 3 : 11

زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقی مانده بود اینک تخت خواب او تخت آهنین است آیا آن در رَبَت بنی عمون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمی می‏باشد(11 تثنیه 3)

 

موسی 5 ماه قبل از این مرده بود و این جمله هم مدتی طولانی بعد از آن ملک نوشته شده است.

 

-سفر تثنیة فصل 21 : 10-15

 

(10 تثنیه 21) و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را بزنی خود بگیری(11 تثنیه 21) پس او را به خانه خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد(12 تثنیه 21) و رخت اسیری خود را بیرون کرده در خانه تو بماند و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد و بعد از آن به او درآمده شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود(13 تثنیه 21) و اگر از وی راضی نباشی او را به خواهش دلش رها کن لیکن او را به نقره هرگز مفروش و به او سختی مکن چونکه او را ذلیل کرده(14 تثنیه 21) و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه و یکی مکروهه و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند و پسر مکروهه نخست زاده باشد(15 تثنیه 21)

اینها احکامی نا آشنا و مضحک است.

 

-سفر تثنیة فصل 23 : 2

حرام زاده‏ای داخل جماعت خداوند نشود حتی تا پشت دهم احدی از او داخل جماعت خداوند نشود(2 تثنیه 23)

 

بنابراین داود علیه السلام هم نباید وارد جماعت خدا می شد چرا که او (نعوذ بالله) همانطوری که در پیدایش 38 : 12 – 30 آمده زنا زاده است. این موضوع در متی 1 : 3 – 6 هم آمده است.

 

سفر تثنیة فصل 27 : 3 و 8  یوشع فصل 8 : 32

و در روزی که از اردن به زمینی که یهوه خدایت به تو می‏دهد عبور کنید برای خود سنگهای بزرگ بر پا کرده آنها را با گچ بمال(2 تثنیه 27) و بر آنها تمامی کلمات این شریعت را بنویس هنگامی که عبور نمایی تا به زمینی که یهوه خدایت به تو می‏دهد داخل شوی زمینی که به شیر و شهد جاری است چنانکه یهوه خدای پدرانت به تو وعده داده است(3 تثنیه 27)

 

و تمامی کلمات این شریعت را بر آن به خط روشن بنویس(8 تثنیه 27)

 

اگر این چنین است چگونه توراتی که الان موجود است اینهمه حجم دارد ؟

 

-سفر تثنیة فصل 34 : 5

پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب بر حسب قول خداوند مرد(5 تثنیه 34)

اجمالا 10 مرتبه موسی علیه السلام از مرگش نوشته است.

 

-سفر یوشع فصل 10 : 12-13

آنگاه یوشع در روزی که خداوند اموریان را پیش بنی اسرائیل تسلیم کرد به خداوند در حضور بنی اسرائیل تکلم کرده گفت ای آفتاب بر جبعون بایست و تو ای ماه بر وادی ایّلون(12 یوشع 10) پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند مگر این در کتاب یاشر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامی روز به فرو رفتن تعجیل نکرد(13 یوشع 10)

این حادثه در کتابهای تاریخ ثبت نشده است ، علاوه بر اینکه زمین بدور خورشید می گردد پس متوقف شدن خورشید فائده ای ندارد.

 

-سفر داوران فصل 1 : 19

و خداوند با یهودا می‏بود و او اهل کوهستان را بیرون کرد لیکن ساکنان وادی را نتوانست بیرون کند زیرا که عرابه‏های آهنین داشتند(51 داوران 1)

خداوند متعال بر هر چیزی توانا است و چیزی در آسمانها و زمین نمی تواند خدا را به عجز در آورد.

 

-سفر داوران فصل 3 : 31

وبعد از او شمجربن عنات بود که شش صد نفر از فلسطینیان را با چوب گاو رانی کشت و او نیز اسرائیل را نجات داد(31 داوران 3)

این هذیانی است که عقل سالم آنرا قبول نمی کند.

 

-سفر داوران فصل 15 : 4-5

و شمشون روانه شده سیصد شغال گرفت و مشعل‏ها برداشته دم بر دم گذاشت و در میان هر دو دم مشعلی گذارد(4 داوران 15) و مشعل‏ها را آتش زده آنها را در کشتزارهای فلسطینیان فرستاد و بافه‏ها و زرع‏ها و باغ‏های زیتون را سوزانید(5 داوران 15)

اینها چه روباههای مطیعی بودند ! این شخص که به گمان آنها نبی بود این چنین کرد ؛ حال نظر گروههای حمایت از حیوانات چیست؟

 

وفی سفر داوران فصل 15 : 15-16

و چانه تازه الاغی یافته دست خود را دراز کرد و آن را گرفته هزار مرد با آن کشت(15 داوران 15) و شمشون گفت با چانه الاغ توده بر توده با چانه الاغ هزار مرد کشتم(16 داوران 15)

هزار مرد را بخاطر نجات الاغی کشت ! این هم یک هذیانی است که عقل سلیم آنرا باور نمی کند ؛ محال است که این شخص نبی باشد و این کارها معجزاتی باشد که خدا بواسطه آنها او را یاری کرده باشد به دلیل سفر داوران 16 : 1 (و شمشون به غزه رفت و در آنجا فاحشه‏ای دیده نزد او داخل شد(1 داوران 16)) فائده نوشتن اینگونه کارهای زشت در کتاب مقدس چیست؟

این نمی تواند وحی خداوند متعال باشد.

 

سفر داوران فصل 17 : 7

و جوانی از بیت لحم یهودا از قبیله یهودا و از لاویان بود که در آنجا مأوا گزید(7 داوران 17)

او نمی تواند لاوی باشد اگر از نسل یهوذا است.

 

-سفر سموئیل أول فصل 18 : 27

پس داود برخاسته با مردم خود رفت و دویست نفر از فلسطینیان را کشته داود قلفه‏های ایشان را آورد آنها را تماماً نزد پادشاه گذاشتند تا داماد پادشاه بشود و شاؤول دختر خود میکال را به وی به زنی داد(27 اول‏سموئیل 18)

آنها را کشت و سر آلت رجولیت آنها را مهر دختر پادشاه قرار داد ؟ این کار زشت مناسب شان نبی الهی نیست.

 

سفر سموئیل دوم فصل 7 : 10

و به جهت قوم خود اسرائیل مکانی تعیین کردم و ایشان را غرس نمودم تا در مکان خویش ساکن شده باز متحرک نشوند و شریران دیگر ایشان را مثل سابق ذلیل نسازند(10 دوم‏سموئیل 7)

در آن مکان بابلیان آنها را اسیر کردند و آشوریان و فراعنه و تیطس با آنها جنگیدند .

 

 

سفر سموئیل دوم فصل 7 : 13

برای اسم من خانه بنا خواهد نمود و کرسی سلطنت او تا به ابد پایدار خواهم ساخت(13 دوم‏سموئیل 7)

مسیح خانه ای بنام خدا بنا نکرد و بر جائی هم فرمانروائی و حکومت نکرد.

 

-سفر سموئیل دوم فصل 7 : 14

من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و اگر او گناه ورزد او را با عصای مردمان و به تازیانه‏های بنی‏آدم تأدیب خواهم نمود(14 دوم‏سموئیل 7)

در این جمله شخصی که مورد نظر است مسیح علیه السلام است ؛ این تهدید به اینگونه عقاب برای خدا است یا برای پسر او است !

 

-سفر سموئیل دوم فصل 7 : 11-17

 

 و خداوند تو را خیر می‏دهد که خداوند برای تو خانه بنا خواهد نمود(11 دوم‏سموئیل 7) زیرا روزهای تو تمام خواهد شد و با پدران خود خواهی خوابید و ذریت تو را که از صلب تو بیرون آید بعد از تو استوار خواهم ساخت و سلطنت او را پایدار خواهم نمود(12 دوم‏سموئیل 7) او برای اسم من خانه بنا خواهد نمود و کرسی سلطنت او تا به ابد پایدار خواهم ساخت(13 دوم‏سموئیل 7) من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و اگر او گناه ورزد او را با عصای مردمان و به تازیانه‏های بنی‏آدم تأدیب خواهم نمود(14 دوم‏سموئیل 7) و لیکن رحمت من از او دور نخواهد شد به طوری که آن را از شاؤول دور کردم که او را از حضور تو رد ساختم(15 دوم‏سموئیل 7) و خانه و سلطنت تو به حضورت تا به ابد پایدار خواهد شد و کرسی تو تا به ابد استوار خواهد ماند(16 دوم‏سموئیل 7) بر حسب تمامی این کلمات و مطابق تمامی این رویا ناتان به داود تکلم نمود(17 دوم‏سموئیل 7)

سلطنت خاندان داود پایان یافت و آشوریین برهبری سرجون در سال 722 ق . م بر آنها تسلط یافتند ؛ و همچنین بابلیون برهبری بخت نصر در سال 586 ق . م .

این مطالب با اخباری که در ایام اول 22 : 9 آمده مطابق است.

 

-سفر سموئیل دوم فصل 7 : 1-15

این آدرس یافت نشد

اینگونه فواحش در خانه صالحان به وقوع نمی پیوندد چه رسد به خانه انبیاء

 

-سفر سموئیل دوم فصل 22 : 9

از بینی وی دود متصاعد شد)دوم‏سموئیل 22) و از دهان او آتش سوزان در آمد)دوم‏سموئیل 22) و اخگرها از آن افروخته گردید(9 دوم‏سموئیل 22

این موارد مناسب شان خدای متعال نیست.

 

سفر سموئیل دوم فصل 23 : 8

و نامهای شجاعانی که داود داشت این است یوشیب بشبَّت تحکمونی که سردار شالیشیم بود که همان عدینو عصنی باشد که بر هشتصد نفر تاخت آورد و ایشان را در یک وقت کشت(8 دوم‏سموئیل 23)

 

-سفر اول پادشاهان فصل 1 : 1-3 و فصل 11 : 1-13

و داود پادشاه پیر و سالخورد شده هر چند او را به لباس می‏پوشانیدند لیکن گرم نمی‏شد(1 اول‏پادشاهان 1) و خادمانش وی را گفتند به جهت آقای ما پادشاه باکره‏ای جوان بطلبند تا به حضور پادشاه بایستد و او را پرستاری نماید و در آغوش تو بخوابد تا آقای ما پادشاه گرم بشود(2 اول‏پادشاهان 1) پس در تمامی حدود اسرائیل دختری نیکو منظر طلبیدند و ابیشک شونمیّه را یافته او را نزد پادشاه آوردند(3 اول‏پادشاهان 1)

ممکن نیست که زنا از مومنی سر زند چه رسد به پیامبر خدا !

 

-سفر اول پادشاهان فصل 17 : 2-6

و کلام خداوند بر وی نازل شده گفت(2 اول‏پادشاهان 17) از این جا برو و به طرف مشرق توجه نما و خویشتن را نزد نهر کریت که در مقابل اردن است پنهان کن(3 اول‏پادشاهان 17) و از نهر خواهی نوشید و غراب‏ها را امر فرموده‏ام که تو را در آنجا بپرورند(4 اول‏پادشاهان 17) پس روانه شده موافق کلام خداوند عمل نموده و رفته نزد نهر کریت که در مقابل اردن است ساکن شد(5 اول‏پادشاهان 17)و غرابها در صبح نان و گوشت برای وی و در شام نان و گوشت می‏آوردند و از نهر می‏نوشید(6 اول‏پادشاهان 17)

کلاغها پرندگان نجسی هستند که برای خدمت به پیامبر خدا صلاحیت ندارند .  و آیا کلاغها خمیر و نان را بخوبی درست می کردند؟

آنچه که صحیحتر است این است که مراد از غربان ، عرب است همانطور که این معنی در ایام دوم فصل 21 : 16 و در سفر نحمیا فصل 4 : 7 آمده است.

 

-سفر اول پادشاهان فصل 22 : 19-23

و آن روح)پلید( بیرون آمده به حضور خداوند بایستاد و گفت من او را اغوا می‏کنم(19 اول‏پادشاهان 22) و خداوند وی را گفت به چه چیز او را جواب داد که من بیرون می‏روم و دهان جمیع انبیایش روح کاذب خواهم بود او گفت وی را اغوا خواهی کرد و خواهی توانست پس برو و چنین بکن(20 اول‏پادشاهان 22) پس الان خداوند روحی کاذب در دهان جمیع این انبیای تو گذاشته است و خداوند درباره تو سخن بد گفته است(21 اول‏پادشاهان 22)

چگونه این را باید فهمید؟ انبیاء الهی دروغ نمی گویند.

 

-سفر دوم پادشاهان فصل 19 و فصل 37 فی سفر اشعیاء

علارقم اعتقاد مسیحیان این دو مورد متعلق به دو نویسنده متفاوت است. آیا این را نمی توان سرقت ادبی نامید؟

 

-اول تواریخ ایام فصل 1 : 13

و کنعان نخست زاده خود صیدون و حت را آورد (14 اول تواریخ ایام 1)و یبوسی و اموری و جرجاشی (15 اول تواریخ ایام 1)و حوّی و عرقی و سینی (16 اول تواریخ ایام 1)و اروادی و صماری و حماتی را.

در کتابهای تاریخ ، بعضی از این اسامی در اجداد اهل فلسطین یافت نمی شود.

 

- اول تواریخ ایام فصل 11 : 20

و ابیشای برادر یوآب سردار آن سه نفر بود و او نیز نیزه خود را بر سیصد نفر حرکت داده، ایشان را کشت و در میان آن سه نفر اسم یافت. (21 اول تواریخ ایام 11)

 

- اول تواریخ ایام فصل 22 : 9-11

اینک پسری برای تو متولّد خواهد شد که مرد آرامی خواهد بود زیراکه من او را از جمیع دشمنانش از هرطرف آرامی خواهد بخشید چونکه اسم او سلیمان خواهد بود و در ایّام او اسرائیل را سلامتی و راحت عطا خواهم فرمود(9 اول تواریخ ایام 22) او خانه برای اسم من بنا خواهد کرد و او پسر من خواهد بود و من پدر او خواهم بود و کرسی سلطنت او را بر اسرائیل تا ابدالآباد پایدار خواهم گردانید(10 اول تواریخ ایام 22)

 

پادشاهی سلیمان تا ابد ادامه پیدا نکرد . آیا سلیمان برادر مسیح بود ؟ بنابراین او هم پسر خدا است!

 

دوم تواریخ ایام فصل 28 : 19.

زیرا خداوند یهودا را بسبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل ساخت چون که او یهودا را به سرکشی واداشت و به خداوند خیانت عظیمی ورزید(19 دوم تواریخ ایام 28)

طبق آنچه که در سفر اشعیا فصل 7 : 1 آمده است آحاز پادشاه یهوذا بود نه پادشاه سرزمین اسرائیل.

 

- دوم تواریخ ایام فصل 33 : 12-13

و چون در تنگی بود یهوه خدای خود را طلب نمود و بحضور خدای پدران خویش بسیار تواضع نمود(12 دوم تواریخ ایام 33) و چون از او مسئلت نمود وی را اجابت نموده تضرّع او را شنید و به مملکتش به اورشلیم بازآورد آنگاه منسّی دانست که یهود خدا است(13 دوم تواریخ ایام 33)

 

ایمان منسی پادشاه هیچ مدرکی در هیچ کتابی از کتب تورات یا کتابهای دیگر ندارد که دلالت کند بر اینکه نویسنده اهتمام به کیفیت تاریخ هم داشته بهمراه ضرورتهای لاهوتیه

 

سفر أیوب فصل 14 : 14

اگر مرد بمیرد بار دیگر زنده شود؟)ایوب 14)

پیامبری که در آخرت شک میکند ؟! این ممکن نیست.

 

-سفر أمثال فصل 31 : 6-7

مسکرات را به آنانی که مشرف به هلاکتند بده) امثال سلیمان‏نبیّ 31) و شراب را به تلخ جانان(6 امثال سلیمان‏نبیّ 31) تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند) امثال سلیمان‏نبیّ 31)

محال است که خداوند متعال به این مطلب امر کند.

 

-سفر إشعیاء فصل 7 : 14-16 + فصل 9 : 6

بنا بر این خداوند به شما آیتی خواهد داد اینک باکره‏ای حامله شده پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند(14 اشعیا 7)

این پسر قبل از خراب شدن پادشاهی متولد می شود اما عیسی علیه السلام 721 سال بعد از خرابی متولد شده است پس او عمانوئیل نیست.

 

سفر إشعیاء فصل 7 : 18

و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند برای مگسهایی که به کناره‏های نهرهای مصرند و زنبورهایی که ددر زمین آشورند صفیر خواهد زد(18 اشعیا 7)

 

سفر إشعیاء فصل 7 : 20

و در آن روز خداوند به واسطه استره‏ای که از ماورای نهر اجیر می‏شود یعنی به واسطه پادشاه آشور موی سر و موی پای‏ها را خواهد تراشید و ریش هم سترده خواهد شد(20 اشعیا 7)

 

-سفر حزقیال فصل 4 : 1-15

و تو نیز ای پسر انسان آجری بگیر و آن را پیش روی خود بگذار و شهر اورشلیم را بر آن نقش نما(1 حزقیال 3) و آن را محاصره کن و در برابرش برجها ساخته سنگری در مقابلش بر پا نما و به اطرافش اردو زده منجنیقها به هر سوی آن بر پا کن(2 حزقیال 4) و تابه‏ای آهنین برای خود گرفته آن را در میان خود و شهر دیواری آهنین بگذار و روی خود را بر آن بدار و محاصره خواهد شد و تو آن را محاصره کن تا آیتی به جهت خاندان اسرائیل بشود(3 حزقیال 4) پس تو بر پهلوی چپ خود بخواب و گناه خاندان اسرائیل را بر آن بگذار موافق شماره روزهایی که بر آن بخوابی گناه ایشان را متحمل خواهی شد(4 حزقیال 4) و من سالهای گناه ایشان را مطابق شماره روزها یعنی سیصد و نود روز بر تو نهاده‏ام پس متحمل گناه گناه خاندان اسرائیل خواهی شد(5 حزقیال 4) و چون اینها را به انجام رسانیده باشی باز به پهلوی راست خود بخواب و چهل روز متحمل گناه خاندان یهودا خواهی شد هر روزی را به جهت سالی برای تو قرار داده‏ام(6 حزقیال 4) و بازوی خود را برهنه کرده روی به محاصره اورشلیم بدار و به ضد آن نبوت کن(7 حزقیال 4) و اینک بندها بر تو می‏نهم و تا روزهای محاصره‏ات را به اتمام نرسانیده باشی از پهلویی به پهلوی دیگر نخواهی غلطید(8 حزقیال 4) پس گندم و جو و باقلا و عدس و ارزن و جلبان برای خود گرفته آنها را در یک ظرف بریز و خوراکی از آنها برای خود بپز و تمامی روزهایی که به پهلوی خود می‏خوابی یعنی سیصد و نود روز آن را خواهی خورد(9 حزقیال 4) و غذایی که می‏خوری به وزن خواهد بود یعنی بیست مثقال برای هر روز)حزقیال 3)وقت به وقت آن را خواهی خورد(10 حزقیال 4) و آن را به پیمایش یعنی سدس یک هین خواهی نوشید)حزقیال 3)آن را وقت به وقت خواهی نوشید(11 حزقیال 4) و قرصهای نان جو که می‏خوری آنها را بر سرگین انسان در نظر ایشان خواهی پخت(12 حزقیال 4) و خداوند به همین منوال بنی اسرائیل نان نجس در میان امتهایی که من ایشان را به میان آنها پراکنده می‏سازم خواهند خورد(13 حزقیال 4)

 پس گفتم آه ای خداوند یهوه اینک جان من نجس نشده و از طفولیت خود تا به حال میته یا دریده شده را نخورده‏ام و خوراک نجس به دهانم نرفته است(14 حزقیال 4) آنکه به من گفت بدان که سرگین گاو را به عوض سرگین انسان به تو دادم پس نان خود را بر آن خواهی پخت(15 حزقیال 4)

و همچنین در فصل پنجم هم همین تعلیمات عجیب و کثافاتی است که ممکن نیست از خداوند متعال سر زند.

 

-سفر حزقیال فصل 26 : 7-14

 

 و او دختران تو را به شمشیر خواهند کشت و برجها به ضد تو بنا خواهد نمود و سنگرها در برابر تو خواهد ساخت و مترسها در برابر تو برپا خواهد داشت(7 حزقیال 26) و اسبانش آنقدر زیاد خواهد بود که گرد آنها تو را خواهد پوشانید و چون به دروازه هایت داخ شود چنانکه به شهر رخنه دار درآیند حصارهایت از صدای سواران و عرابه‏ها و کاسکه‏ها متزلز خواهد گردید(8 حزقیال 26) و به سم اسبان خود همه کوچه هایت را پایمال کرده اهل تو را به شمشیر خواهند کشت و بناهای فخر تو به زمین خواهد افتاد(9 حزقیال 26) و توانگری تو را تاراج نموده تجارت تو را به یغما خواههند برد و حصارهایت را خراب نمود خانه‏های مرغوب تو را منهدم خواهند نمود و سنگها و چوب و خاک تو را در آب خواهند ریختز و آواز نغمات تو را ساکت خواهم گردانید که صدای عودهایت دیگر مسموع نشود(10 حزقیال 26) و تو را به صخره صاف مبدل خواهم

 گردانید تا مح پهن کرده دامها بشوی و بار دیگر بنا نخواهی شد زیرا خداوند یهوه می‏فرماید)حزقیال 26)من که یهوه هستم این را گفته‏ام(11 حزقیال 26) خداوند یهوه به صور چنین می‏گویدط آیا جزیره‏ها از صدای انهدام تو متمزلز نخواهد شد هنگامی که مجروحان ناهه کشیده و در میان تو کشتار عظیمی بشودز و جمیع سروران دریا از کرسیهای خود فرود آیند و رداهای خود را از خود بیرون کرده رخوت قلابدوزی خویش را بکنند و به ترسها ملبس شدهه بر زمین بنشینند و آنا فانا لرزان گردیده در باره تو متحیر شوند(12 حزقیال 26) پس برای تو مرثیه خوانده تو را خواهند گفت ای که از دریا معمور بودی چگونه تباه گشتی)حزقیال 26)آن شهر نامداری که در دریا زورآور می‏بود که با ساکنان خود هیبت خویش را بر جمیع سکنه دریا مستوی می‏ساخت(13 حزقیال 26) ان در روز انهدام تو جزیره‏ها می‏لرزند و جزایری که در دریا می‏باشد از رحلت تو مدهوش می‏شوند(14 حزقیال 26)

 

در کتب تاریخ ذکر شده که او آن صور 13 سال در محاصره داشت و نمی توانست آنرا فتح کند و آن صور هم اکنون موجود است.

 

سفر دانیال فصل 9 : 24 - 27 و فصل 12 : 11-12

هفتاد هفته برای قوم تو و برای شهر مقدست مقرر می‏باشد تا تقصیرهای آنها تمام شود و گناهان آنها به انجام رسد و کفاره به جهت عصیان کرده شود و عدالت جاودانی آورده شود و رؤیا و نیوت مختوم گردد و قدس الاقداس مسح شود(24 دانیال 9) پس بدان و بفهم که از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بنا کردن اورشلیم تا ظهور مسیح رئیس هفت هفته و سصت و دو هفته خواهد بود و)اورشلیم( با کوچه‏ها و حصارها در زمانهای تنگی تعمیر و بنا خواهد شد(25 دانیال 9) بعد از آن شصت و دو هفته مسیح منقطع خواهد گردید و از آن او نخواهد بودد بلکه قوم آن رئیس که می‏اید شهر قدس را خراب خواهد ساخت و آخر او در آن سیلاب خواهد بود و تا آخر جنگ خرابیها معین است(26 دانیال 9) و او با اشخاص بسیار در یک هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهد کرد و بر کنگره رجاسات خراب کننده‏ای خواهد آمد و الی النهایه مقدر است بر خراب کننده ریخته خواهد شد(27 دانیال 9)

 

این مدت به اتمام رسید اما مسیح یهود ظهور نکرد و اگر مراد از مسیح عیسی باشد ، حواریون نباید پیامبر می بودند آنطور که مسیحیان ادعا دارند و بعد از آنها نبوت ختم می گشت.

 

سفر ملاکی فصل 2 : 3

اینک من زراعت را بسبب شما نهیب خواهم نمود و بر رویهای شما سرکین یعنی سرکین عیدهای شما را خواهم پاشید و شما را با آن خواهند برداشت(3 ملاکی نبیّ 2)

این کثافات محال است که کلام خدا باشد.

 

 

غلطهائی در انجیل

إنجیل متى فصل 1 : 1-16

کتاب نسب نامه عیسی مسیح بن داود بن ابراهیم(1 انجیل متی 1) ابراهیم اسحق را آورد و اسحق یعقوب را آورد و یعقوب یهودا و برادران او را آورد(2 انجیل متی 1) و یهودا فارص و زراح را از تامار آورد و فارص حصرون را آورد و حصرون ارام را آورد(3 انجیل متی 1) و ارام عمّیناداب را آورد و عمّیناداب نحشون را آورد و نحشون شلمون را آورد(4 انجیل متی 1) و شلمون بوعز را از راحاب آورد و بوعز عوبید را از راعوت آورد و عوبید یسّا را آورد(5 انجیل متی 1) و یسّا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه سلیمان را از زن اوریّا آورد(6 انجیل متی 1) و سلیمان رحبعام را آورد و رحبعام ابیّا آسا را آورد(7 انجیل متی 1) و آسا یهوشافاط را آورد و یهوشافاط یورام را آورد و یورام عزیّا را آورد(8 انجیل متی 1) و عزیّا یوتام را آورد و یوتام احاز را آورد و احاز حزقیّا را آورد(9 انجیل متی 1) و حزقیّا منسّی را آورد و منسی آمون را آورد و آمون یوشیّا را آورد(10 انجیل متی 1) و یوشیّا یکنیا و برادرانش را در زمان جلای بابل آورد(11 انجیل متی 1) و بعد از جلای بابل یکنیا سألتیئیل را آورد و سألتیئیل زروبابل را آورد(12 انجیل متی 1) زروبابل ابیهود را آورد و ابیهود ایلیاقیم عازور را آورد(13 انجیل متی 1) و عازور صادوق را آورد و صادوق یاکین را آورد و یاکین ایلیهود را آورد(14 انجیل متی 1) و ایلیهود ایلعازر را آورد و ایلعازر متّان را آورد و متّان یعقوب را آورد(15 انجیل متی 1) و یعقوب یوسف شوهر مریم را آورد که عیسی مسمّی به مسیح از او متولّد شد(16 انجیل متی 1) پس تمام طبقات از ابراهیم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلای بابل چهارده طبقه و از جلای بابل تا مسیح چهارده طبقه(17 انجیل متی 1)

عددی که از داود تا زندان بابل است 15 می باشد نه 14 و از زندان تا مسیح علیه السلام 12 است نه 14 .

 

-إنجیل متى فصل 2 : 1-12

پس تمام طبقات از ابراهیم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلای بابل چهارده طبقه و از جلای بابل تا مسیح چهارده طبقه(17 انجیل متی 1) کجاست آن مولود که پادشاه یهود است زیرا که ستاره او را در مشرق دیده‏ایم و برای پرستش او آمده‏ایم(2 انجیل متی 2)

حرکت ستارگان از شمال بطرف جنوب است آنهم بکندی بسیار ؛ حال آنها چگونه آن ستاره را دیده اند؟

 

-إنجیل متى فصل 2 : 18

آوازی در رامه شنیده شد گریه و زاری و ماتم عظیم که راحیل برای فرزندان خود گریه می‏کند و تسلّی نمی‏پذیرد زیرا که نیستند(18 انجیل متی 2)

راحیل قبل از این واقعه مرده بود آنچه که صحیحتر است آنست که مراد بخت نصر باشد که در زمان ارمیا با آنها جنگید و بسیاری از نزدیکان راحیل را کشت.

 

-إنجیل متى فصل 3 : 16

امّا عیسی چون تعمید یافت فوراً از آب برآمد که در ساعت آسمان بر وی گشوده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده بر وی می‏آید(16 انجیل متی 3)

شکافتن آسمان در روز در کتابهای تاریخ ثبت نشده است . بر سر حمامه چه آمده است؟

این منطبق بر انجیل مرقس فصل 1 : 10 – 11 و انجیل لوقا فصل 3 : 21 – 22 هم هست.

 

إنجیل متى فصل 9 : 9

چون عیسی از آنجا می‏گذشت مردی را مسمّی به متّی به باجگاه نشسته دید) انجیل متّی 9)

این جمله دلیل آنست که شخص متی نویسنده این انجیل نبوده است.

 

-إنجیل متى فصل 11 : 3

بدو گفت آیا آن آینده توئی یا منتظر دیگری باشیم(3 انجیل متّی 11)

 

یوحنا رسول خدا است در حالی که خدایش را نمی شناسد ! اصلا رسالت یوحنا در زمانی که عیسی علیه السلام زنده است چه سودی دارد؟

 

-إنجیل متى فصل 12 : 3-4

ایشان را گفت مگر نخوانده‏اید آنچه داود و رفیقانش کردند وقتی که گرسنه بودند(3 انجیل متّی 12) چطور به خانه خدا درآمده نانهای تقدّمه را خورد که خوردن آن بر او و رفیقانش حلال نبود بلکه بر کاهنان فقط(4 انجیل متّی 12)

پیامبر خدا حرام خوار نیست.

 

إنجیل متى فصل 12 :40 وفصل 27 : 63

زیرا همچنانکه یونس سه شبانه روز در شکم ماهی ماند پسر انسان نیز سه شبانه روز در شکم زمین خواهد بود(40 انجیل متّی 12)

این اشتباه است ؛ بنا بر گمان آنها مسیح علیه السلام ظهر جمعه به صلیب کشیده شد همانطور که در متی 27 : 45 – 46 آمده و قبر او را در صبح روز یکشنبه خالی یافتند همانطوری که در متی 28 : 6 و در مرقس 16 : 6 آمده است.

 

إنجیل متى فصل 16 : 27-28    وهمچنین در إنجیل متى فصل 26 : 64

هر آینه به شما می‏گویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‏آید ذائقه موت را نخواهند چشید(27 انجیل متّی 16)

همه آنها مردند ولی عیسی علیه السلام نیامد.

 

-إنجیل متى فصل 19 : 28

عیسی ایشان را گفت هر آینه به شما می‏گویم شما که مرا متابعت نموده‏اید در معاد وقتی که پسر انسان بر کرسی جلال خود نشیند شما نیز به دوازده کرسی نشسته بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود(28 انجیل متّی 19)

یهوذا در حالی که مرتد بود مرد همانطوری که در متی فصل 27 : 5 آمده پس این عده می شوند 11 نفر ؛ این مطلب با کورنثوس فصل 15 : 5 هم مطابق است.

 

إنجیل متى فصل 21 : 18-22

بامدادان چون به شهر مراجعت می‏کرد گرسنه شد(18 انجیل متّی 21) و در کناره راه یک درخت انجیر دیده نزد آن آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت پس آن را گفت از این به بعد تا به ابد بر تو نشود که در ساعت درخت انجیر خشکید(19 انجیل متّی 21)

بر آن درخت میوه ای نیافت بهمین خاطر آنرا نفرین کرد و آن درخت خشک شد . اگر او خدا بود باید می دانست که این درخت کی میوه می دهد و یا بر آن میوه قرار می داد ؛ اما گناه درخت چیست که سزاوار نفرین او باشد؟

 

إنجیل متى فصل 24 : 29-36

فوراً بعد از مصیبت آن ایّام آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را بدهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوّتهای افلاک متزلزل گردد(29 انجیل متّی 24) آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‏زنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظمی می‏آید(30 انجیل متّی 24)

همه این نشانه ها به وقوع پیوست اما آنچه که پیش بینی شده بود رخ نداد.

این مطلب همچنین مطابق با انجیل مرقس فصل 13 : 24 – 31 و انجیل لوقا فصل 21 : 25 – 33 است.

 

إنجیل متى فصل 27 : 51-53

که ناگاه پرده هیکل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شکافته گردید(51 انجیل متّی 27) و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقدّسین که آرامیده بودند برخاستند(52 انجیل متّی 27) و بعد از برخاستن وی از قبور بر آمده به شهر مقدّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند(53 انجیل متّی 27)

اگر این موارد به وقوع می پیوست مردم ایمان می آوردند همانطور که در سفر أعمال رسولان 2 : 1 – 41 آمده . حال سوال این جاست که بر سر این اجساد بعد از این واقعه چه آمد؟ در کتب تاریخ و در روایت مرگ عیسی علیه السلام در انجیل مرقس فصل 15 : 38 و انجیل لوقا فصل 23 : 45 چیزی در اینباره وارد نشده است.

 

-إنجیل متى فصل 27 : 45

و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریکی تمام زمین را فرو گرفت(45 انجیل متّی 27)

در کتابهای تاریخی هیچگونه تاریکی مطلق زمین در طول روز ذکر نشده است.

این مطلب مطالبق انجیل مرقس فصل 15 : 33 و انجیل لوقا فصل 23 : 44 هم هست.

 

-إنجیل مرقس فصل 1 : 16 – 20

و چون به کناره دریای جلیل می‏گشت شمعون و برادرش اندریاس را دید که دامی در دریا می‏اندازند زیرا که صیّاد بودند(16 انجیل مرقس 1) عیسی ایشان را گفت از عقب من آئید که شما را صیّاد مردم گردانم(17 انجیل مرقس 1) بی تأمّل دامهای خود را گذارده از پی او روانه شدند(18 انجیل مرقس 1) و از آنجا قدری پیشتر رفته یعقوب بن زبدی و برادرش یوحنّا را دید که در کشتی دامهای خود را اصلاح می‏کنند(19 انجیل مرقس 1) در حال ایشان را دعوت نمود پس پدر خود زبدی را با مزدوران در کشتی گذارده از عقب وی روانه شدند(20 انجیل مرقس 1)

پی دی پی واقع شدن این موارد اشتباه است ؛ معجزه صید اینجا واقع نشده.

 

-إنجیل مرقس فصل 5 : 13

فوراً عیسی ایشان را اجازت داد پس آن ارواح خبیث بیرون شده به گرازان داخل گشتند و آن گله از بلندی به دریا جست و قریب به دو هزار بودند که در آب خفه شدند(13 انجیل مرقس 5)

این نمی تواند خدا باشد ؛ مسیح قدرت نداشت که این ارواح را در یک خوک داخل کند تا 2000 خوک بی جهت کشته نشوند و این خسارت وارد نگردد.

 

إنجیل مرقس فصل 10 : 29-31

عیسی جواب فرمود هر آینه به شما می‏گویم کسی نیست که خانه یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یا املاک را به جهت من و انجیل ترک کند(29 انجیل مرقس 10) جز اینکه الحال در این زمان صد چندان یابد از خانه‏ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات و در عالم آینده حیات جاودانی را (30 انجیل مرقس 10)

مگر بیش از یک زن گرفتن ممنوع نبود؟ پس این صد زن را برای چه می خواهی ؟ و آنها با زحمت و تحمل آزار و اذیت وارد این نعمتهای دنیائی نشده بودند ؟

این مطلب با انجیل لوقا فصل 18 : 30 مطابق است.

 

إنجیل مرقس فصل 11 : 21

پطرس بخاطر آورده وی را گفت ای استاد اینک درخت انجیری که نفرینش کردی خشک شده(21 انجیل مرقس 11)

آیا درخت انجیر مرتکب گناهی شده بود تا مستحق لعن باشد ؟ و چگونه آنچه که در مالکیت در نمی آید را می توان خورد؟ اگر او خدا بود که گشنه نمی شد و بر آن درخت ، انجیر قرار می داد.

 

-إنجیل مرقس فصل 11 : 23

زیرا که هر آینه به شما می‏گویم هر که بدین کوه گوید منتقل شده به دریا افکنده شو و در دل خود شک نداشته باشد بلکه یقین دارد که آنچه گوید می‏شود هر آینه هر آنچه گوید بدو عطا شود(23 انجیل مرقس 11) بنابراین به شما می‏گویم آنچه در عبادت سؤال میکنید یقین بدانید که آن را یافته‏اید و به شما عطا خواهد شد(24 انجیل مرقس 11)

یکی از مسیحیان این کار را انجام دهد تا ما ببینیم که این کار براستی انجام پذیر است.

این مطلب مطابق با انجیل یوحنا فصل 14 : 13 می باشد.

 

إنجیل مرقس فصل 13 : 32

ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطّلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم(32 انجیل مرقس 13)

اگر عیسی خدا است چگونه است که زمان قیامت را نمی داند؟

 

إنجیل لوقا فصل 1 : 3

من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را من البدایة بتدقیق در پی رفته بترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز(3 انجیل لوقا 1)

لوقا در این جمله اعتراف می کند که مطالب انجیلش الهام الهی نیست.

 

-إنجیل لوقا فصل 1 : 32-33

او بزرگ خواهد بود و به پسر حضرت اعلی مسمّی شود و خداوند خدا تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود(32 انجیل لوقا 1) و او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود(33 انجیل لوقا 1)

عیسی بر تخت داود تکیه نزد و برای او اینکار جائز نبود چرا که او از نسل دوگانه پرستی بنام یهویاقیم پادشاه یهوذا یود طبق آنچه که درباره نسب عیسی در متی 1 : 13 آمده است

در سفر ارمیا فصل 36 : 30 هم آمده :

بنابراین خداوند درباره یهویاقیم پادشاه یهودا چنین می‏فرماید که برایش کسی نخواهد بود که بر کرسی داود بنشیند و لاش او روز در گرما و شب در سرما بیرون افکنده خواهد شد(30 ارمیاء نبیّ 36)

و عیسی رئیس حکومت خاندان یعقوب نگشت بلکه از ریاست و پادشاهی فرار می کرد آنطوری که در یوحنا 6 : 15 آمده است.

 

إنجیل لوقا فصل 3 : 23-38

و خود عیسی وقتی که شروع کرد قریب به سی ساله بود و حسب کمال خلق پسر یوسف بن هالی(23 انجیل لوقا 3) بن متّات بن لاوی بن ملکی بن ینّا ابن یوسف(24 انجیل لوقا 3) بن متّاتیا ابن آموس بن ناحوم بن حسلی ابن نجّی(25 انجیل لوقا 3) بن مأت بن متاتیا ابن شمعی ابن یوسف بن یهودا(26 انجیل لوقا 3) ابن یوحنّا ابن ریسا ابن زروبابل بن سألتیئیل بن نیری(27 انجیل لوقا 3) ابن مالکی ابن ادّی ابن قوسام بن ایلمودام بن عیر(28 انجیل لوقا 3) بن یوسی ابن ایلعاذر بن یوریم بن متّات بن لاوی(29 انجیل لوقا 3) ابن شمعون بن یهودا ابن یوسف بن یونان بن ایلیاقیم(30 انجیل لوقا 3) بن ملیا ابن مینان بن متّاتا ابن ناتان بن داود(31 انجیل لوقا 3) بن یسی بن عوبید بن بوعز بن شلمون بن نحشون(32 انجیل لوقا 3) بن عمّیناداب بن ارام بن حصرون بن فارص بن یهودا(33 انجیل لوقا 3) ابن یعقوب بن اسحق بن ابراهیم بن تارح بن ناحور(34 انجیل لوقا 3) بن سروج بن رعو ابن فالج بن عابر بن صالح بن قینان(35 انجیل لوقا 3) بن ارفکشاد بن سام بن نوح بن لامک(36 انجیل لوقا 3) بن متوشالح بن خنوخ بن یارد بن مهللئیل بن قینان(37 انجیل لوقا 3) بن انوش بن شیث بن آدم بن اللَّه(38 انجیل لوقا 3)

علما مدت زمانی که بین آدم و ابراهیم علیهماالسلام است را 19 قرن ذکر کرده اند در حالی که لوقا فقط به 20 قرن در این بین اشاره می کند.

 

-إنجیل لوقا فصل 6 : 40

شاگرد از معلّم خویش بهتر نیست لیکن هر که کامل شده باشد مثل استاد خود بود(40 انجیل لوقا 6)

بسیاری از شاگردان هستند که بر معلمانشان برتری می یابند.

 

إنجیل لوقا فصل 14 : 26

اگر کسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتّی جان خود را نیز دشمن ندارد شاگرد من نمی‏تواند بود(26 انجیل لوقا 14)

این کارها محال است که از عیسی سر زند.

 

إنجیل لوقا فصل 19 : 30 – 36

گفت به آن قریه که پیش روی شما است بروید و چون داخل آن شدید کرّه الاغی بسته خواهید یافت که هیچ کس بر آن هرگز سوار نشده آن را باز کرده بیاورید(30 انجیل لوقا 19) و اگر کسی به شما گوید چرا این را باز می‏کنید به وی گوئید خداوند او را لازم دارد(31 انجیل لوقا 19) پس فرستادگان رفته آنچنانکه بدیشان گفته بود یافتند(32 انجیل لوقا 19) و چون کرّه را باز می‏کردند مالکانش به ایشان گفتند چرا کرّه را باز می‏کنید(33 انجیل لوقا 19) گفتند خداوند او را لازم دارد(34 انجیل لوقا 19) پس او را به نزد عیسی آوردند و رخت خود را بر کرّه افکنده عیسی را سوار کردند(35 انجیل لوقا 19) و هنگامی که او می‏رفت جامه‏های خود را در راه می‏گستردند(36 انجیل لوقا 19)

در حالی که او بر روی دو الاغ با هم سوار بود ! همانطوری که در انجیل متی فصل 21 : 1 – 7 آمده .

خدای متعال و یا پسرش احتیاجی به کره خر یا هر چیز دیگری ندارند.

 

-إنجیل لوقا فصل 22 : 43

و فرشته از آسمان بر او ظاهر شده او را تقویت می‏نمود(43 انجیل لوقا 22)

اینکه فرشته از آسمان به عیسی کمک کند منافی خدا بودن اوست.

 

-إنجیل یوحنا فصل 2 : 13 – 26

و چون عید فصح یهود نزدیک بود عیسی به اورشلیم رفت(13 انجیل یوحنّا 2) و در هیکل فروشندگان گاو و گوسفند و کبوتر و صرّافان را نشسته یافت(14 انجیل یوحنّا 2) پس تازیانه از ریسمان ساخته همه را از هیکل بیرون نمود هم گوسفندان و گاوان را و نقود صرّافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت(15 انجیل یوحنّا 2) و به کبوتر فروشان گفت اینها را از اینجا بیرون برید و خانه پدر مرا خانه تجارت مسازید(16 انجیل یوحنّا 2) آنگاه شاگردان او را یاد آمد که مکتوبست غیرت خانه تو مرا خورده است(17 انجیل یوحنّا 2) پس یهودیان روی به او آوردند گفتند به ما چه علامت می‏نمائی که این کارها را می‏کنی(18 انجیل یوحنّا 2) عیسی در جواب ایشان گفت این قدس را خراب کنید که در سه روز آن را بر پا خواهم نمود(19 انجیل یوحنّا 2) آنگاه یهودیان گفتند در عرصه چهل و شش سال این قدس را بنا نموده‏اند آیا تو در سه روز آن را بر پا می‏کنی(20 انجیل یوحنّا 2) لیکن او در باره قدس جسد خود سخن می‏گفت(21 انجیل یوحنّا 2) پس وقتی که از مردگان برخاست شاگردانش را بخاطر آمد که این را بدیشان گفته بود آنگاه به کتاب و به کلامی که عیسی گفته بود ایمان آوردند(22 انجیل یوحنّا 2) و هنگامی که در عید فصح در اورشلیم بود بسیاری چون معجزاتی را که از او صادر می‏گشت دیدند به اسم او ایمان آوردند(23 انجیل یوحنّا 2) لیکن عیسی خویشتن را بدیشان مؤتمن نساخت زیرا که او همه را می‏شناخت(24 انجیل یوحنّا 2) و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی درباره انسان شهادت دهد زیرا خود آنچه در انسان بود می‏دانست (25 انجیل یوحنّا 2)

مسیح علیه السلام به کفرناحوم رفت

إنجیل یوحنا فصل 5 : 1- 47

عیسی به قدس رفت

-إنجیل یوحنا فصل 6 : 4

آنگاه عیسی به کوهی برآمده با شاگردان خود در آنجا بنشست(3 انجیل یوحنّا 6) و فصح که عید یهود باشد نزدیک بود(4 انجیل یوحنّا 6)

عیسی به جلیل رفت

-إنجیل یوحنا فصل 11 : 55

و چون فصح یهود نزدیک شد بسیاری از بلوکات قبل از فصح به اورشلیم آمدند تا خود را طاهر سازند(55 انجیل یوحنّا 11)

عیسی دوباره به قدس رفت.

 

در اناجیل دیگر مدت پیامبری عیسی را یکسال گفته اند اما یوحنا موارد زیادی از مسافرتهای عیسی را نقل کرده است و مطالب روشن و فصیح بسیاری این مطلب را به ذهن می اندازد که مدت پیامبری عیسی دو سال بوده ؛ ما کدامیک از اینها را باور کنیم؟

 

-إنجیل یوحنا فصل 1 : 51

پس بدو گفت آمین آمین به شما می‏گویم که از کنون آسمان را گشاده و فرشتگان خدا را بر پسر انسان صعود و نزول می‏کنند خواهید دید(51 انجیل یوحنّا 1)

هیچکس این چیزها را ندید.

 

-إنجیل یوحنا فصل 13 : 4-5

ز شام برخاست و جامه خود را بیرون کرد و دستمالی گرفته به کمر بست(4 انجیل یوحنّا 13) پس آب در لگن ریخته شروع کرد به شستن پایهای شاگردان و خشکانیدن آنها با دستمالی که بر کمر داشت(5 انجیل یوحنّا 13)

آیا اگر کسی بخواهد پای شخص دیگری را بشوید ؛ باید لخت شود؟

 

إنجیل یوحنا فصل 14 إلى فصل 17

این خطبه و ارشادات مسیح با وجود اینکه انجیل یوحنا قدیمی تر است و این خطبه حاوی وصیتهای روحی مسیح علیه السلام به شاگردانش می باشد ؛ در اناجیل دیگر نیامده است.

 

-إنجیل یوحنا فصل 18 : 9

تا آن سخنی که گفته بود تمام گردد که از آنانی که به من داده یکی را گم نکرده‏ام(8 انجیل یوحنّا 18)

یهوذا اسخریوطی هلاک شد.

 

-إنجیل یوحنا فصل 18 : 13-14

قیافا همان بود که به یهود اشاره کرده بود که بهتر است یک شخص در راه قوم بمیرد(13 انجیل یوحنّا 18)

رئیس کاهنان فتوی به قتل عیسی بعنوان یک انسان می دهد بنابراین او خدا نیست.

 

-أعمال رسولان فصل 23 : 5

 

پولس گفت ای برادران ندانستم که رئیس کهنه است زیرا مکتوبست حاکم قوم خود را بد مگوی (5 کتاب اعمال رسولان 23)

مگر روح القدس به پولوس نگفته بود که آن شخص رئیس کاهنان است؟

 

-رسالة بولس أول به قرنتیان فصل 1:22-23

آدرس پیدا نشد

در آن زمان اهل یونان در نهایت مرتبه از علم بودند.

 

- رسالة بولس أول به قرنتیان فصل 10 : 11

و این همه بطور مثل بدیشان واقع شد و برای تنبیه ما مکتوب گردید که اواخر عالم به ما رسیده است(11 رساله اوّل پولس رسول به قرنتیان 10)

آن زمان آخرین قرن دنیا نبود.

 

- رسالة بولس أول به قرنتیان فصل 15 : 51-52

همانا به شما سرّی می‏گویم که همه نخواهیم خوابید لیکن همه متبدّل خواهیم شد(51 رساله اوّل پولس رسول به قرنتیان 15) در لحظه در طرفةالعینی به مجرّد نواختن صور اخیر زیرا کرّنا صدا خواهد داد و مردگان بی‏فساد خواهند برخاست و ما متبدّل خواهیم شد(52 رساله اوّل پولس رسول به قرنتیان 15)

در رسالة بولس أول به تسالونیکیان فصل 4 : 15-17 هم آمده :

زیرا این را به شما از کلام خدا می‏گوئیم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست(15 رساله اوّل پولس رسول به تسّالونیکیان 4) زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست (16 رساله اوّل پولس رسول به تسّالونیکیان 4)

رسالة به یعقوب فصل 5 : 8

شما نیز صبر نمائید و دلهای خود را قوی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است (8 رساله یعقوب 5)

رسالة بولس أول إلى پطرس فصل 4 : 7

لکن انتهای همه چیز نزدیک است پس خرداندیش و برای دعا هوشیار باشید(7 رساله اوّل پطرس رسول 4)

رسالة یوحنا الأولى فصل 2 : 18

ای بچه‏ها این ساعت آخر است و چنانکه شنیده‏اید که دجّال می‏آید الحال هم دجّالان بسیار ظاهر شده‏اند و از این می‏دانیم که ساعت آخر است(18 رساله اوّل یوحنّای رسول 2)

رؤیا یوحنا فصل 3 : 11

بزودی می‏آیم پس آنچه داری حفظ کن مبادا کسی تاج تو را بگیرد(11 مکاشفه یوحنّای رسول 3)

رؤیا یوحنا فصل 22 : 13 – 20

و اینک بزودی می‏آیم و اجرت من با من است تا هر کسی را به حسب اعمالش جزا دهم(12 مکاشفه یوحنّای رسول 22) من الف و یاء و ابتداء و انتهاء و اوّل و آخر هستم(13 مکاشفه یوحنّای رسول 22) خوشا به حال آنانی که رختهای خود را می‏شویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و به دروازه‏های شهر درآیند(14 مکاشفه یوحنّای رسول 22) زیرا که سگان و جادوگران و زانیان و قاتلان و بت‏پرستان و هر که دروغ را دوست دارد و به عمل آورد بیرون می‏باشند(15 مکاشفه یوحنّای رسول 22) من عیسی فرشته خود را فرستادم تا شما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم) مکاشفه یوحنّای رسول 22) من ریشه و نسل داود و ستاره درخشنده صبح هستم(16 مکاشفه یوحنّای رسول 22) و روح و عروس می‏گویند بیا و هر که می‏شنود بگوید بیا و هر که تشنه باشد بیاید و هر که خواهش دارد از آب حیات بی‏قیمت بگیرد(17 مکاشفه یوحنّای رسول 22) زیرا هر کس را که کلام نبوّت این کتاب را بشنود شهادت می‏دهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود(18 مکاشفه یوحنّای رسول 22) و هرگاه کسی از کلام این نبوّت چیزی کم کند خدا نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدّس و از چیزهائی که در این کتاب نوشته است منقطع خواهد کرد(19 مکاشفه یوحنّای رسول 22) او که بر این امور شاهد است می‏گوید بلی) مکاشفه یوحنّای رسول 22) بزودی می‏آیم) مکاشفه یوحنّای رسول 22) آمین) مکاشفه یوحنّای رسول 22)

همه اینها مردند اما عیسی علیه السلام نیامد و قیامت هم بر پا نشد.

 

رسالة بولس به غلاطیان فصل 3 : 16

امّا وعده‏ها به ابراهیم و به نسل او گفته شد و نمی‏گوید به نسلها که گویا درباره بسیاری باشد بلکه درباره یکی و به نسل تو که مسیح است(16 رساله پولس رسول به غلاطیان 3)

تورات 200 سال بعد از ابراهیم نازل شده است.

 

-رؤیا لاهوتی یوحنا فصل 14 : 1- 5

و دیدم که اینک برّه بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم می‏دارند(1 مکاشفه یوحنّای رسول 14) و آوازی از آسمان شنیدم مثل آواز آبهای بسیار و مانند آواز رعد عظیم و آن آوازی که شنیدم مانند آواز بربط نوازان بود که بربطهای خود را بنوازند(2 مکاشفه یوحنّای رسول 14) و در حضور تخت و چهار حیوان و پیران سرودی جدید می‏سرایند و هیچ کس نتوانست آن سرود را بیاموزد جز آن صد و چهل و چهار هزار که از جهان خریده شده بودند(3 مکاشفه یوحنّای رسول 14) اینانند آنانی که با زنان آلوده نشدند زیرا که باکره هستند و آنانند که برّه را هر کجا می‏رود متابعت می‏کنند و از میان مردم خریده شده‏اند تا نوبر برای خدا و برّه باشند(4 مکاشفه یوحنّای رسول 14) و در دهان ایشان دروغی یافت نشد زیرا که بی‏عیب هستند(5 مکاشفه یوحنّای رسول 14)

تعداد پاک شدگان فقط به 144 هزار نفر می رسید بنابراین عیسی علیه السلام و بقیه انبیاء و پیروانشان از پاک شدهگان نیستند !

 

اما درباره خطاهای عهد جدید در فصل 20 رویای لاهوتی یوحنا که مخصوص پیش گوئی هائی در مورد روز قیامت هنگام آغاز سال آخر هزاره دوم است باید گفت که ما گریه های متحیرانه آنها را آن روز دیدیم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠